Home | Exhibitions | Photographers | Student Projects
News (Persian) | Links | Weblog (Persian) | Guest Photographers | About

 

گفتگو و گزارش

نادر داوودی
عطا طاهر كناره
 


نادر داوودی


عکاسی تئاتر، بخشی از زندگی
گفتگو: امیر حسین ثنائی


نمایشگاه سالانه ی عکاسی تئاتر ایران و در کنار آن اولین دوره مسابقه ی عکاسی تئاتر در بیست و دومین جشنواره ی بین المللی تئاتر فجر از سوم تا سیزدهم بهمن ماه 1382 برگزار شد. در این نمایشگاه از میان 1500 عکس ارسالی به دفتر نمایشگاه، 128 عکس از 25 عکاس به نمایشگاه راه یافت. گفت و گوی ذیل با نادر داوودی است، یکی از عکاسان شرکت کننده در نمایشگاه؛ که در پایان نمایشگاه از سوی هیئت داوران به عنوان یکی از عکاسان برگزیده مورد تقدیر قرار گرفت. داوودی متولد سال 1341 و فوق لیسانس علوم ارتباطات، مدیر شرکت فرهنگی تماشاگران، عکاس نشریات خارجی، روزنامه نگار و عکاس مستقل و سرپرست انتشار کتاب تاریخ مصور تئاتر ایران است. برگزاری نمایشگاه بهانه ای شد برای گفت و گو با او در ایام جشنواره.
- به عنوان شروع فکر می کنم از برگزاری همین نمایشگاه شروع کنیم.
البته آقای صمدیان باید در این ارتباط باشند و ایشان بیشتر توضیح دهند. اما به گمان من چیزی که از پارسال و امسال می توان نتیجه گرفت؛ این است که برگزاری این نمایشگاه دارد به یک سنت تبدیل می شود. سنتی که عکاسی تئاتر هم در کنار جشنواره و اجرای تئاترها قرار گیرد و به آن بها دهیم. یک حسن آن هم این است تاسطح عکاسانی که در این زمینه کار می کنند را ارتقا می دهد و حداقل عکاسان می توانند خودشان را نسبت به گذشته قیاس کنند. و یا در کنار آثار دیگران ببینند چه قدر متفاوت یا شبیه به هم عمل کرده اند. اما اگر این اتفاق یک سال باشد، هفت سال نباشد هیچ فایده ای ندارد و این امکان عرضه و تحلیل فراهم نمی شود. به هر حال این اتفاق حرکت نوپایی است؛ در گذشته هم برگزار شده، ولی نوبتی.اما امسال دومین باری است به صورت منظم برگزار می شود و امیدوارم با تغییر مدیریتها و مسئولین این چنین سنت هایی متوقف نشوند. این سنت باید بخشی از زندگی تئاتری ما باشد.
- چرا برگزاری چنین نمایشگاهی فقط مختص به جشنواره ی تئاتر می شود و در گالری ها کمتر و شاید هیچ اثری از برگزاری چنین نمایشگاهی نیست؟
بله، کم بوده، اما داشتیم. مثلا آقای مسعود پاکدل تا آن جا که می دانم نمایشگاهی را با چنین موضوعی، یعنی عکاسی تئاتر، در گالری ها داشته اند. اما اگر بخواهیم از زاویه ای عمومی تر نگاه کنیم، اصلا ساز و کار گالری داری در ایران در حوزه ی عکس، ساز و کار جا افتاده و مطلوبی نیست. شاید هم طبیعی باشد. عکس وقتی به گالری راه پیدا می کند که بتواند مشتریش را هم پیدا کند ، و گرنه گالری دولتی یا خصوصی صرفا برای نمایش نیستند. باید آثار خرید و فروش شوند. در صورتی که متاسفانه در فرهنگ ما خرید عکس وجود ندارد و اصلا جایشگاهش مناسب نیست. یا نمونه ی دیگر این که نهادها ی دولتی هم قائل به خرید عکس نیستند. و بیشتر نگاهشان تنهابه ثبت تصویری رویداهایشان است. به این دلیل و خیلی دلایل دیگر نمی توان خرده گرفت که چرا عکاسی تئاتر را در گالری و نمایشگاه ها نمی بینیم. اما می توان یک نگاه دیگر هم داشت؛ اگر نسبت عکاسی را با تئاتر مقایسه کنیم؛ می توان گفت که این نسبت در سال ها ی اخیر است که معنی پیدا کرده. به این معنی که اگر ما بر گردیم به یک دهه ی قبل، فعالیت تئاتری بوده اما عکاسی تئانر نبوده یا ضعیف بوده؛ اما الان با گسترش دوربین های دیجیتالی و اضافه شدن عکاسان، حالا عکاسی تئاتر هم رونق گرفته. ویک بخش این رونق هم باز برمی گردد به رونق و فعالیت خود تئاتر. من احساس می کنم که دو ،سه سال است در حوزه ی عکاسی تئاتر در حال تجربه کردن جدیدی هستیم. و این تجربه ی جدید هنوز مولفه های خودش را هم پیدا نکرده.
- تئاتر و عکاسی؛ این دو چه پل ارتباطی با هم خواهند داشت؟
برای من عکاسی تنها یک مدیوم است. مدیومی برای انتقال یک پیام. برای من عکاسی یک وسیله ی ارتباطی است؛ نه هنر در مفهوم کلمه و به همین دلیل، عکاسی به این مفهوم مستند نگار و یا فتوژورنالیسم یا خبری هر جا سرک می کشد. مانند یک خبرنگار که خبر را منتقل می کند و عکاس هم می خواهد تصویر یک خبر را منعکس کند. تئاتر در حال حاضر رونقی تازه گرفته؛ این اتفاقی که در حوزه ی تئاتر افتاده، این تکثر گرایی که به وجود آمده، از هر حیث باعث شده تا یک نسل جوان وارد تئاتر شوند و این موضوع برای خودش خیلی جالب است. من راجع به این نسل دارم کار می کنم و ردپای آن ها را این جا هم می توان دید. منتهی من دارم راه خودم را می روم. مثلا من متمرکز شدم در پشت صحنه ها و شاید خیلی کمتر از صحنه عکاسی می کنم. پل رابطه ی بین عکاسی و تئاتر برای من این گونه تعریف می شود. می توان گفت این جا عکاسی نه بخشی از تئاتر است و نه حتی در خدمت تئاتر. عکاسی این جا در خدمت خودش است و کار خودش را می کند. حالا چرا این را می گویم؛ در عکاسی سینما شما می بینید که عکس فیلم برای تهییه کننده جهت نمایش فیلم یک نیاز است. اما در تئاتر این اتفاق نمی افتد و ندرتا حتی از عکس تمرین یا اجرا در پوستر استفاده می شود. به همین دلیل این رابطه، یک رابطه ی کاملا انتزاعی است و هیچ نسبتی با هم ندارند.
- خود تئاتر برایتان چه حسی را به وجود می آورد ؟
من صرف نظر از عکاسی تئاتر، اهل تئاتر هم هستم. یک تما شاگر، چه در ایران و چه در خارج از ایران معمولا دیدن تئاتر جزو برنامه های من است. ولی چون عکاس هستم، ارمغانی که برای من دارد همان اجرای بخشی از پروژه های تالیفی من است. پروژه هایی که به تا لیف یک کتاب ختم خواهند شد. خود تئاتر هم برای من صحنه ی ظهور اندیشه های نو گرا و مدرن است. من از این زوایا با تئاتر ارتباط بر قرار کردم. حالا هم نمی دانم ربطی به عکاسی دارد یا نه. برای دیدن تئاتر وقت می گذارم و آن را تعقیب می کنم و بعضی وقت ها اگر تئاتری را نبینم احساس کمبود یا عقب افتادگی می کنم و اذیت می شوم.
- اگر بخواهیم یک نگاه و ارز یابی کلی به این نمایشگاه داشته باشیم، شما چه نظری دارید ؟
نمایشگاه سال قبل یک مرور ده ساله بر عکاسی تئاتر ما بوده است و این نمایشگاه حاصل فعالیت یک ساله. یکی از تحول ها در این زمینه مفهوم انتقال از دوره ی نگاتیو به دیجیتال است و افزایش تعداد عکاسان ؛ که به نظرم نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده و مسائل مختلف دیگر. اما به صورت جمع بندی می توانم بگویم که وزن این یک سال بیشتر و یا شاید برابری می کند با آن ده سال. اما امیدوارم این حرکت ادامه پیدا کند و متوقف نشود.

(استفاده از این مطلب فقط در اینترنت همراه با ذکر منبع و قرار دادن لینک مجاز است.)

[24/12/1382]       [منبع خبر: Iranqpg]       [امير حسين ثنائي]

عناوين خبر

عمومي
كتاب
مجله
عكاسان
نمايشگاه ها
مسابقه و جشنواره‌ها






 
 
بعدي      قبلي           صفحه اول

صفحه: 1 از 1


news@iranqpg.com